ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

789

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نخواهى در اخلاق او تأثير مىبخشد و بدان پابند مىشود در صورتى كه چانه زدن دور از صفت جوانمردى پادشاهان و اشراف است كه بدان متصفند . و اما اگر خوى او در نتيجهء رفتارهاى زشتى كه بدنبالهء عادت چانه زدن در ميان طبقهء پست اين گروه شايع است تباه گردد ، از قبيل لجاجت و ستيزه‌جوئى و تقلب و فريبكارى و ياد كردن سوگندهاى دروغ بر قيمتها در داد و ستد ، سزاست كه چنين خوئى را در منتها درجهء فرومايگى و پستى بدانيم چنان كه اين گونه كسان بدين صفات مشهورند و به همين سبب مىبينيم بزرگان و كسانى كه رياست قوم را بر عهده دارند از اين پيشه اجتناب ميورزند تا مبادا زير تأثير اين خوى واقع شوند . و گاهى هم ممكن است بازرگانانى يافت شوند كه خويش را از اين خوى حفظ كنند و بسبب شرافت ذاتى و بزرگ منشى از آن اجتناب ورزند ، ولى چنين كسانى بسيار بندرت در ميان مردم ديده ميشوند ، و خدا هر كه را بخواهد به فضل و كرم خود رهبرى ميفرمايد و او پروردگار پيشينيان و پسينيان است . فصل پانزدهم در اينكه خوى بازرگانى نسبت بخوى رؤسا در مرحله‌اى پست و دور از جوانمردى است در فصل پيش [ 1 ] يادآور شديم كه بازرگان بخريد و فروش و جلب سود و بهره ميپردازد و در اين امر پيوسته ممارست و تمرين مىكند و ناچار است براى پيشرفت حرفهء خود به چانه زدن و لجاجت و سرسختى و گزافه‌گوئى و نزاع و ستيزه متوسل شود و اينها از لوازم پيشهء بازرگانى بشمار ميروند و چنين صفاتى از پاكدامنى [ 2 ] و جوانمردى آدمى ميكاهد و مايهء نقصان مىشود ، [ 3 ] زيرا اثر رفتار انسان خواهى نخواهى

--> [ 1 - ) ] مقصود فصل دوازدهم است . [ 2 - ) ] در « ينى » زكاء است ولى در چاپهاى مصر و بيروت ذكاء و ما از « ينى » ترجمه كرديم . [ 3 - ) ] در « ينى » تخذح در چاپهاى مصر و بيروت ( تجرح )